تأثیر فرهنگ در آموزش زنان در جوامع سکولار و مذهبی

تقدیم به همه کسانی که ترجمه فارسی کتابم را از زبان انگلیسی به فارسی خواسته بودند

مقدمه:

این پروژه تحقیقی در مورد تأثیر فرهنگ، بر یادگیری و آموزش زنان ایرانی در دو جامعه مختلف مذهبی ( ایران) و جامعه سکولار ( انگلستان) متمرکزمیباشد. جامعه سکولار یعنی جامعه ای که نهادمذهب از نهاد حکومت جداست( و نیز هیچ ایدئولوژی خاص دیگری بر آن حاکم نیست)، در حالی که در جامعه مذهبی، یک ایدئولوژی خاص بر تمام ارگانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورحاکم است. در این پروژه تحقیقی سئوالات مختلفی در زمینه خانواده، تحصیل و کار از زنان ایرانی، پرسیده شده است و همینطور تلاش شده رابطه فیمابین کیفیت نقش زنان در آموزش و پرورش از یکسو و مسائل فرهنگی (شخصی و اجتماعی) از سوی دیگر مورد بررسی قرار گیرد.

اهداف:
هدف اصلی، بررسی تاثیر فرهنگ (زبان ، مذهب ، سنت…) در روند آموزشی زنان است، برای درک اینکه آیا نظام آموزشی برای مردان و زنان متفاوت است، و آیا زنان از فرصت های شغلی برابر با مردان در جامعه برخوردارند، من به مسئله “جنسیت” در رابطه با تحصیل و کار می پردازم. آیا آن دسته از زنانی که در یک جامعه مذهبی زندگی می‌کنند قادر به دسترسی به امکانات مشابه با مردانی هستند که در همان جامعه زندگی میکنند؟

شیوه تحقیق من مبتنی بر مصاحبه با دختران و زنان ایرانی در درون و بیرون ایران است، این مصاحبه‌ها به گونۀ پرسش و پاسخ در گفت و گوهای تلفنی و یا حضوری با زنان انجام گرفته‌اند. سئوال کلیدی این است که آیا قوانین اسلامی اجازه فکر کردن، تصمیم گرفتن و حق کار و تحصیل مستقل را به زنان می‌دهد؟ و از طرف دیگر آیا جوامع سکولار توانسته اند برابری حقوقی زنان را با مردان بطور کلی در کار و تحصیل تحقق بخشند؟
چارچوب نظری
آموزش، نخستین گام در روند رشد و تحول فردی و اجتماعی یک جامعه است ؛ آموزش به ویژه، برای زنان مهمتر است زیرا در دسترسی آنان به فرصتها و امکانات بعدی نقشی تعیین‌کننده‌تر نسبت به «آموزش» برای مردان پیدا میکند و راه آنها را برای تصمیم گیری و حق انتخاب بیشتر باز می‌کند. در نتیجه، آموزش زنان یعنی فراهم کردن زمینه برای رشد و تکامل فردی و ایجاد اعتماد به نفس در آنان برای تصمیم گیری و مشارکت درتوزیع ثروت وقدرت درجامعه.
در این پروژه تلاش من بررسی نقش فرهنگ و به ویژه مذهب در روند تحصیل و اشتغال زنان در دو جامعه سکولار و مذهبی است (لازم به تذکر است که در این سخنرانی، به علت ذیق وقت بیشتر به مسائل ایران می پردازم). مهمترین نکته مورد توجه، چگونگی تاثیر قوانین شریعت بر آموزش دختران در ایران است. در این کار تحقیقی، مسئله سیستم تبعیض جنسیتی در امر آموزشی به عنوان یک سیستم سیاسی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد، در این راستا، تئوریهای مختلفی از قبیل « تئوری قدرت » میشل فوکو و همین طور تئوری«قابلیتهای کاربردی» مارتا ناسبوم به عنوان دستگاه‌های نظری سنجش مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
آموزش وپرورش درایران
۷۷ درصد از جمعیت ۷۰ میلیونی ایران طبق گزارش سالانه یونسکو، باسواد هستند و ایران در بین ۱۳۹ کشور دنیا مقام ۸۹ ام را از نظر باسوادی گروه سنی ۱۵ سال ببالا اشغال میکند. طبق قانون اساسی، آموزش و پرورش برای دختران و پسران یکسان است.
سیستم حکومتی ایران که بر پایه یک نظام ایدئولوژیک بنا شده است، میکوشدنهادهای آموزش رسمی در جامعه را مطابق آموزه های شریعت اسلامی بنیاد نهد و بطور مرتب بر اساس این آموزه ها محتوی موضوعات درسی را مورد کنترل و بازنگری قراردهد. از ابتدای انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷ شمسی، همواره نهادهای آموزشی در تصرف و کنترل ایده های مذهبی قرار داشته اند. در ضمن مطالعه وبررسی بر کتب درسی دریافته ام که در واقعیت امر اساس آموزش در دوران ابتدایی بر تبعیض جنسیتی استوار شده و در دوره دبیرستان بر بنیاد تبعیت از اصل ولایت فقیه ادامه یافته است.
نگاه کوتاهی به کتابهای فارسی دبستان:
اساس آموزش جنسیتی است، کتاب اول ابتدایی دارای متن های کوتاه و البته هر کدام با اهداف خاصی انتخاب شده اند. از آغاز کتاب این دید سیاسی و مذهبی را میتوان به وضوح تشخیص داد؛ بابا وقتی از کار برمیگردد باخود نان، شادی، خنده، و روشنایی می آورد. تمام شغلها برای مردان، اما آب دادن و چیدن گل، یا آشپزی و تمیزی برای زنان میماند. در صفحه ۴۹ کتاب، برای تدریس “ز” از سرباز، رزمنده، و تیرانداز استفاده میشود. یعنی از همان کلاس اول ابتدایی ذهن دانش آموز با دنیای جنگ و تیر اندازی آشنا میشود که تاریخأ دنیای قدرت طلبی مردانه به حساب می آید. در صفحه ۸۲ کتاب، آموزش حجاب یعنی پوشیدن چادر نماز از طرف مادر به دختر یاد داده میشود.
در صفحه ۳۴ به آموزش نماز و وضو و رفتن به مسجد می پردازد، تنها جاییکه تعداد زن و مرد مساوی است و با کشیدن پرده ای بین زن و مرد، جدایی جنسیتی را پایه گذاری کرده است.
کتاب فارسی سال سوم ابتدایی
این کتاب برای دانش آموزان ۹ ساله تنظیم شده است و بیشتر مضمون کتاب درس دینداری و مسلمانی است و هدف اصلی آن تأثیرگذاری بر دانش آموزان جهت دفاع از سیستم سیاسی مذهبی حکومت موجود است. درس شهادت و دفاع از میهن اسلامی با داستان محمد حسین فهمیده نوجوان دانش آموزی که گفته شده نارنجک را به کمر خود بست و به زیر تانک دشمن رفت(ص ۵۸)، ترویج امر پذیرش خداپرستی بدون چون چرا و طرح سئوال، و سپاس از خداوند برای همه نعمتهای موجود زمینی (ص ۹۸، ۱۷۲)، و در آموزش ملی و میهنی، صرفا نام بزرگ مردان ایرانی چون آرش کمانگیر، رستم و تختی به عنوان شهدای راه خدا و میهن ذکر میگردد و… (۱۲۲ :۱۲۵)
تبعیض جنسیتی در کتابهای درسی
این نگاه که می‌خواهد روش و عقاید خود را در تفکیک جنسیتی در زمینه آموزش عمومی و سیستم آموزشی به کرسی بنشاند، در کتابهای درسی خود را بشکل تبعیض جنسیتی نشان می‌دهد. دکتر فاطمه قاسم زاده روانشناس ، که مطالعه طولانی‌ای روی کتابهای درسی ایران کرده است، می‌گوید:
«چهره ای که از زن در خانواده نشان داده می‌شود، همیشه زنی است بیشتر وقتش در آشپزخانه است، دارد کارهای خانه را انجام میدهد و دخترش هم در کنارش دارد کمک می‌کند. پدر خانواده مردی است که بیرون کار می‌کند، در خانه هم همیشه کارهای دست بالا را انجام می‌دهد و همیشه هم پسرش در کنارش به آن کارها کمک می‌کند. یعنی تصویری که داده میشود این است که مادر و دختر در کنار هم، پدر و پسر در کنار هم‌اند، و با یک حالتی که وقتی آدم عمیق می‌شود، برتری پدر و پسر را نسبت به مادر و دختر می‌بیند.»
دکتر سعید پیوندی میگوید “آموزش دختران در این سن، آنها را قانع میکند که با پسران متفاوت هستند و باعث میشود که بعدها خود آنان متفاوت بودن مضمون کتابهای درسی و جدایی جنسیتی را بعد از دوران ابتدایی بپذیرند” Paivandi, 2006:27))
فهمیه خضرحیدری روزنامه نگار در مسایل کودکان و زنان میگوید: روانشناسی ضد زن حاکم بر کتابهای درسی دبستان و دبیرستان ایران تنها به تصاویر ختم نمی‌شود. فقط در نقاشی های کتاب نیست که زن یا اصلا وجود ندارد، یا در نقشی وابسته به مرد و فرودست ظاهر می‌شود. در اغلب متون، قهرمان داستانها مرد هستند. مردها باهوش‌اند، شجاع‌اند، تصمیم گیرنده‌اند. زنها نیاز به حمایت دارند، احساساتی اند، جسارت ندارند و نباید هم داشته باشند، نمونه زن خوب، زنی است که فداکار باشد و در برابر هر چه به او روا داشته می‌شود، صبور و مطیع باشد. زن خوب یعنی مادر خوب، خانه دار خوب!
اما در کتاب کلاس پنجم دبستان از ۲۲ تصویر که در آن انسان حضور دارد، در ۲۰ تصویر تنها مرد را می‌توان دید و تنها دو تصویر متعلق به زن است. در یکی از تصویرها در قالب عروسک تئاتر و در دومی پیرزنی که پسرک یتیمی او را همراهی میکند!
سازمان ملل برای اجرای مساوات جنسیتی در آموزش، در برنامه “زنان و توسعه” مشخص کرده است که زنان بایداز امکانات مساوی با مردان در هر زمینه ای برخوردار باشند و حتی به چاپ عکس زن و مرد در کتابهای (Unterhalter 2007: 52) Women in Development (WID) . درسی بطور مساوی اصرار دارد
چرا میگویم آموزش ابتدایی در ایران براساس “جنسیت” قرار دارد؟
نهادهای اجتماعی وسیاسی درلایه های مختلف جامعه ایران، به درجات مختلف بر اساس رژیم مرد سالاری وتبعیض جنسیتی بنا شده اند. و همین گرایش در سیستم آموزشی نیز نهادینه شده است. کتابهای فارسی دبستان از همان کلاس اول ابتدایی تا پنجم، یک سیستم کارشده را آموزش میدهد که تبعیض جنسیتی در آن آشکار است. تعداد عکسهای زن بسیار کمتر است، زنان مولد مسایل ومشکلات و مردان ره گشا وحلال این مشکلاتند. در زمینۀ اشتغال، فقط به صورتی کاملا محدود اشاره‌هائی به معلم و پرستار زن میشود.
در کتاب علوم اجتماعی سال سوم راهنمایی فصل ۹ صفحه ۴۷-۵۵ در مورد امر ولایت،چنین آمده است:
« ولایت به معنی سرپرستی کسانی که از یک شخص و یا یک مکتب از نظر فکری و یا سیاسی پیروی می کنند، در حقیقت ولایت و سرپرستی آن فرد و یا مکتب را پذیرفته‌اند. از نظر معتقدان به دین، تنها خدا می‌تواند بر انسان ولایت داشته باشد.
ولایت فقیه : پیامبران و امامان نیز از طرف خداوند نمایندگی داشته تا مردم را سرپرستی کنند.
تکلیف چیست؟
در روزگار غیبت امام زمان ، سرپرستی به عهده فقیه و اسلام شناسان عادل و با تقوا و…می باشد. به این رهبری ولایت فقیه میگویند. پذیرش ولایت فقیه یعنی پذیرش ولایت اسلام و در نتیجه ولایت خدا.
در فصل دیگر چنین آمده است:
فصل ۶ : وظایف و اختیارات مجلس ( قانونگذاری )
«حکومت ما الهی است و دو ویژگی دارد : قانون اساسی و رهبری. رهبری مهمترین رکن حکومت است که به همه قوا نظارت دارد.»
صفحه ۶۷ – «در یک جامعه اسلامی، زمانی یکپارچگی و وحدت ایجاد می‌شود که افراد ضمن اینکه نظریات و سلیقه های متفاوتی دارند و می‌توانند آزادانه آنها را بیان کنند، از تصمیمات ولایت فقیه پیروی کنند و دستورهای او را بکار ببرند. نسبت به هم احساس برادری دارند اما همه مطیع و فرمانبردار ولایت فقیه هستند».
در دانشگاهها، کمتر کار عملی و گروهی، و در عین حال، دو مانع اساسی در آموزش و پرورش ایران وجود دارد که در جوامع سکولار اساس کار مدارس و دانشگاها است؛ تفکر انتقادی و استفاده از تکنولوژی در امر آموزش، یعنی استفاده از برنامه های کامپیوتری در تولید دانش الکترونی .
در جوامع سکولار و دمکراتیک، در دانشگاهها به دانشجویان یاد میدهند که سئوال کنند و متن را با دید (دید انتقادی) بخوانند و در پی یافتن انتخاب بهتر باشند. در جوامع مستبد اجازه پرسشCritical thinking
داده نمیشود، زیرا پرسشگری، تقلای ذهنی انسان برای نظارت بر جهان و جامعه انسانی است و حکومت استبدادی به عنوان حاکمیت خود کامگی با هر نوع نظارتی از سوی مردم در تضاد است. ( قاضی مرادی،ص ۱۸،۱۳۸۰)
را نیز درApply theory on issues دانشجو صرفا معنی تئوری را یاد نمی‌گیرد، بلکه (چگونگی کاربرد تئوری) در بارۀ مسائل می آموزد.
آنچه بر شمرده شد، مشکلات فراگیری‌ست که پیشاروی همۀ دانش‌آموزان و دانشجویان (صرف نظر از جنسیت) قرار دارد. در زیر به راهبندهای جنسیتی می‌پردازیم:
تصمیماتی را که تا کنون، بر اساس جدایی جنسیتی در آموزش و پرورش ایران اتخاذ شده‌اند، می‌توان فهرست‌وار چنین برشمرد:
1 جدایی دختر و پسر در مدارس.
2 جداسازی و تبعیض جنسیتی در کتابهای آموزشی.
3 حجاب اجباری و کنترل شدید دختران در مدارس.
4 جداسازی معلمان بر اساس جنسیت.
5 تفکیک رشته های دانشگاهی بر اساس جنسیت
6 برنامه تغییر کتابهای درسی بر اساس جنسیت
نظارت حوزه علمیه بر کتاب های درسی؛ امری آموزشی است یا سیاسی؟
در مرداد ۱۳۸۵ رهبر ج.ا خواستار تحولات اساسی در دروس مدارس شد، در نتیجه وزارت آموزش و پرورش اقداماتی در این راستا انجام داده که به ذکر قسمتهایی از آن پرداخته می‌شود:
* شکل گیری ستاد همکاری های وزارت آموزش و پرورش و حوزه های علمیه
* طرح مستقر کردن روحانیون تمام وقت در مدارس
* طرح واگذاری مدیریت ۴۲۰۰ مدرسه در مقاطع مختلف ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به حوزه های علمیه
* اعزام ۳۳ هزار مبلغ مذهبی به مدارس سراسر ایران
* طرح ایجاد مرکز تربیت دانش آموزان نخبه برای ورود به حوزه های علمیه
تشکیل ستادی تحت عنوان “ستاد تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش ایران” از آخرین اقداماتی است که وزارت آموزش و پرورش ایران برای اجرایی کردن این تحولات در نظر گرفته است.
یکی از تصمیات مهم، طرح تفکیک کتب درسی دختران و پسران در مدارس ابتدایی است که بوسیله وزیر آموزش و پرورش ایران روز دوشنبه اول دی ماه ۱۳۸۸ (۲۱ دسامبر ۲۰۰۹) اعلام شد.
و سئوال اینجاست آیا اقدامات اخیر و نظارت حوزه علمیه بر کتابهای درسی فقط اقدامی آموزشی است و یا اهداف سیاسی را تعقیب میکند؟
« تئوری قدرت » میشل فوکو
دو شاخه از قوی ترین و با نفوذ ترین جنبش های فرهنگی در اواخر قرن 20 بوجود آمدند: پسا ساختارگرایی و فمینیسم؛ هر دو جنبش در برخی موارد با تئوری‌های فیلسوف فرانسوی میشل فوکو ، در زمینه جنسیتی گره خورده اند. ایده او در قدرت ، بدن و تمایلات جنسی باعث توجه فمینیستها شد. نظریه وی در رابطه با بدن و جنسیت به عنوان یک فنومن فرهنگی و نه یک پدیده طبیعی جای خود را در مباحث فمینیستی باز کرده است.

اگر چه جنبش زنان به اعتبار نظری برخی ازافکار و اندیشه های فوکو انتقادات جدی داشته ولی توافق شده‌است که برای فمینیست ها، کم توجهی به نقش عوامل اجتماعی در مطیع کردن “بدن” مسئله ساز Foucault (1979)این ایده فوکو به فمینیسم خدمت بزرگی کرده است. ساز خواهد بود.
حجاب اجباری، عرصه دیگری از این کنترل را نشان میدهد، حجاب وسیله دیگری برای حاکمیت بر بدن زن و در نهایت نوع حادتری از اعمال قدرت بر جامعه می باشد، بطوریکه فوکو میگوید کنترل بر بدن و تأثیر آن در ذهن افراد جامعه، باعث میشود پس از مدتی آن ایده آنچنان جا بیفتد که هر کسی ناخودآگاه تبدیل به پلیس دولتی برای خود و حتی همسایه اش میشود.
یکی از راههای کنترل بر بدن زن در ایران، نگهبانی برای حفظ باکرگی او تا زمان ازدواج است. شوهر باید اولین مردی باشد که مزه باکرگی آنرا بچشد، بعد از آن این شوهر است که نگهبانی را از پدر و برادر و احیانأ دایی دختر میگیرد. در واقع بدن یک دختر از زمان تولد تا مرگ دست بدست در میان مردان می چرخد، و این کنترل البته باعث ارضای قدرت طلبی مرد میشود و این ماهیت فرهنگی و سنتی جامعه ما را بخوبی نشان میدهد و به تبعه آن نهادهای دولتی، زنان “بد حجاب” را در عرصه های سیاسی و اقتصادی استخدام نمیکنند تا این قدرت کنترل ضعیف نشود.
یکی از عرصه های جدا سازی جنسیتی، عرصه پرشکی بوده است. طبق دستور آقای خمینی در تابستان ۱۳۵۸ شمسی، معاینه کردن زنان توسط پزشکان مرد متخصص زنان، حرام اعلام شد. از آنجاییکه تعداد متخصصین زن کافی نبود ، سهمیه ۵۰ درصدی زنان برای این رشته در نظر گرفته شد، و در واقع حق انتخاب دکتر توسط مریض از بین رفت، یعنی مریض دیگر نمیتوانست به دلایل خاص خودش دکترش را انتخاب کند. طبق نظریه فوکو، بدن وسیله ای در دست قدرت است، کنترل بر بدن، اساس وسیعتر کنترل بر جامعه است. در نتیجه وقتی یک زن نمیتواند برای بدن خود تصمیم بگیرد یعنی بخشی از جامعه تحت کنترل قدرت حاکم است.
ناگفته نماند که امکان مساوی تحصیلات پزشکی به زنان نه به دلیل مساوات جنسیتی بلکه به دلیل رعایت اصول شریعت بوده است، که در یک پروسه کوتاه زمانی بی عملی این دیدگاه جنسیتی به اثبات رسید. در حالیکه در یک جامعه سکولار، بر صحت مساوات جنسیتی در قانون اساسی کشور صحه گذاشته شده است، ولی واقعیت اینست که هنوز راه طولانی برای رفع کامل تبعیض جنسیتی در پیش روی زنان این جوامع دیده میشود.
برنامه ریزی دولتی در جهت تأسیس دانشگاههای تک جنسیتی در ایران، نیز تلاشی برای ایجاد دیواری بلند بین پسران و دختران دانشجو میباشد. در اول خرداد ۱۳۸۹ مجوز تأسیس دانشگاههای تک جنسیتی در تهران صادر شد. مدیر کل دفتر آموزشهای آزاد گفت: “هیئت موسس دانشگاه غیرانتفاعی دخترانه باید از سه عضو هیئت علمی خانم تشکیل شده باشد و سیستم های داخلی دانشگاه مانند کادر اداری و اعضای هیئت علمی بیشتر باید خانم باشند.”
تئوری قابلیتهای کاربردی
اوکین میگویداهمیت اولیه این نظریه به لحاظ اساس قراردادن قابلیتهای فردی و شخصی و توانایی حق انتخاب در امرتوسعه انسانی است. اگرچه این نظریه بطور خاص اساس جنسیتی ندارد،ولی روش مناسبی به عنوان ابزار ارزیابی برای تحقیق تجربه زنان است، زیرا توانایی های زنان در اغلب موارد و در بسیاری از فرهنگ ها بامشکلات Okin, 1995; Nussbaum (2000) و موانعی بر اثر نابرابری جنسیتی روبروست.
در این قسمت، تلاش میشود تا داده ها بر اساس نظریه فوق مورد ارزیابی قرار بگیرد; نظریه دستیابی به قابلیتها مبتنی به درک آزادی و دسترسی به فرصتها می باشد که هسته اصلی آن را تشکیل میدهد و هسته آن “جدول ناسبوم” ترکیبی از ده قابلیت مهم انسانی می باشد که وسیله ابزاری مناسبی برای تحلیل و ارزیابی علمی داده ها و اطلاعاتی است که از راه تحقیقات بدست می آید. این قابلیتها بطور خلاصه عبارتند از : 1- زندگی 2- سلامتی 3- تمامیت جسمانی 4- احساس, تخیل و تفکر 5- عواطف 6- دلایل عملی 7- وابستگی Nussbaum, M. (2000)دیگر 9- بازی و سرگرمی 10- کنترل محیط زیست. مسایل- 8
یکی از این ده قابلیتها “تمامیت جسمانی” است. یعنی قادربودن به حرکت آزادانه از جایی به جای دیگر ؛ اجازه در اختیار داشتن کامل بدن خود، یعنی در امان بودن در برابر ضرب و شتم ، از جمله تجاوز جنسی، کودک آزاری جنسی، و خشونت خانوادگی ؛امکان داشتن برای تامین رضایت جنسی وحق انتخاب در امور تولید مثل
برای ارزیابی اصل بالا به یکی از سئوالاتی که از شرکت کنندگان پرسیده شد اشاره میکنم; آیا شما بهنگام رفتن به مدرسه بوسیله اعضاء خانواده کنترل میشدید؟ اکثر جوابها مثبت بود، این کنترلها یا از طریق رساندن آنها به مدرسه بوده، یا کنترل حجاب, تلفن همراه و یا از طریق تعقیب مخفیانه صورت میگرفته است.
با توجه به جوابهای داده شده، ملاحظه میشود که اشکال مختلف کنترل اعمال میشده است، در نتیجه کمتر نشانی از آزادی فردی در أن دیده میشود، مادران نقش کمی در همراهی برای این کنترل نداشته اند. بر طبق قوانین شریعت، زن در صورت مسافرت به خارج باید از شوهرش اجازه کتبی بگیرد، و این قانون, با قوت, هم در ایران و هم در خارج برای زنان شوهر دار اعمال میشود. یکی از شرکت کنندگان میگوید که او سه فرزند دارد و شوهرش آنها را ترک کرده است. برای مسافرت باید از دادگاه اجازه نامه سفر را میگرفته است، ضمن اینکه به او تذکر داده شده که مادر خوب جهت مسافرت بچه هایش را تنها نمیگذارد، با این قضاوت, سعی در ایجاد موانع برای لغو مسافرت این زن داشته اند ولی به علت پا فشاری واصرار وپی گیری ، او بالاخره موفق میشود از دادگاه اجازه خروج از کشور را برای فقط یک بار در هر سال بگیرد.
زن به خاطر زن بودن نمیتواند مستقلا تصمیم بگیرد، و این نتیجه با اصل بالای ناسبوم همخوانی ندارد که میگوید هر فرد باید قادر باشد حرکت آزادانه از جایی به جای دیگر داشته باشد. در قسمت بعدی، این اصل اشاره به داشتن اختیاربر تمام بدن و محفوظ بودن از هر گونه ضرب و شتم و خشونتهای خانوادگی دارد، در همین رابطه مسئله تنبیه زن بوسیله مرد را از شرکت کنندگان مصاحبه سئوال کردم، واکنشها متفاوت و در واقع همه به غیر از یک نفر آنرا رد کردند و فقط یک خانم فوق لیسانس که دارای تحصیلات حوزوی نیز هست با یک نوع تنبیه موافق بود و علیرغم قولی که به او داده بودم دقیقا صحبتهایش را منعکس کنم حاضر نشد که روشنتر نظریاتش را به علت اینکه من “خودی” نبودم بیان کند. او معتقد بود که در این زمینه با زنان همتای خودش راحت تر میتواند صحبت کند. در واقع به گونه ای این پیام را داشت که آنها هم مخالف تنبیه هستند ولی نمیتوانند آزادانه نظر خود را بیان کنند. همین مسئله شاید پیامی برای زنان سکولار باشد که توجه بیشتری به این نکته در قبال زنان مذهبی داشته باشند. برای اینکه بتوانم مسئله را دقیقتر پیگیری کنم به آیات قرآن مراجعه کردم، در سوره۴ , آیه ۳۴ (النساء) به مرد اجازه داده میشود در موارد زیر زن خود را تنبیه کند؛ اول، اگر زن خود را برای شوهر آراسته نکند. دوم، اگر زن نیاز جنسی شوهر را برآورده نکند و سوم اگر بدون اجازه شوهر از منزل خارج شود. که حضرت محمد به مردان توصیه کرد که شلاق را درجایی بیاویزند که زن همیشه آنرا ببیند.
حال ببینیم تنبیه طبق دستورات اسلامی چگونه طبقه بندی وتعریف میشود؟ تنبیه سه نوع دارد؛ ابتدا مرد با زنش صحبت نمیکند و دوم مرد با زنش نمی خوابد و سوم تنبیه بدنی صورت میگیرد. شرکت کننده ای که درپاراگراف فوق به او اشاره شد معتقد بود که تنبیه بدنی منظور کتک زدن نیست، بلکه مرد ناراحتی خود را با حرکتی اعتراضی ولی نرم انجام میدهد. ومن این سئوال را این چنین پرسیدم ” سه نوع تنبیه از نرم شروع میشود اگر کار نکرد حادتر میشود در نتیجه نوع سوم باید سخت تر از نوع اول و دوم باشد ولی شما آخری را نرمتر توصیف کردید” خانم شرکت کننده گفت: در خانواده های اسلامی زن کتک زده نمیشود و این صرفا برای اینست که خانواده نظم داشته باشد و همه از بزرگ خانواده حساب ببرند و گرنه شالوده خانواده از هم می پاشد.
علیرغم توضیح مناسب این شرکت کننده, مسئله اصلی اینست که یک زن با تنبیه خود موافق است و پذیرفته است که شوهر فرمان روای خانه است, چنین تلقی ای کم یا بیش میتواند انعکاسی از ناآگاهی به حقوق فردی خویش و نرم های امروزی برای تنظیم مناسبات عادلانه وبرابرحقوق بین زن ومرد می باشد.
یکی دیگر از مواد ده گانه قابلیتها, احساس, تخیل و تفکر است. ناسبوم میگوید افراد باید بتوانند آزادانه در مورد مذهب, سیاست و …, نظر و احساس خود را بیان کنند. در ایران, زنان رسما و قانونا هیچ صدایی ندارند. بر طبق اعلان رسانه های ج.ا.، خانم ژیلا بنی یعقوب برای ۳۰ سال از شغل خبرنگاری ممنوع القلم شده و یا این که خانم فاطمه معتمد آریا هنرپیشه توانای فیلمهای ایرانی ممنوع التصویرشده است و جادارد از دکتر احمد زیدآبادی یادی کنم که برای تمام عمرش ممنوع السخن وقلم شده است تا ماهیت این جامعه را روشنتر تصویر کنم . یکی از شرکت کنندگان در مصاحبه در ایران میگوید”من نمیتوانم این مذهب را بپذیرم چون اجازه فکر و تصمیم گیری را به خود فرد نمیدهد”. یکی دیگر از شرکت کنندگان که معلم است میگوید”من در مدرسه تدریس میکنم. ما همه چیز را مطابق قرآن توضیح میدهیم, فرصتی برای دانش آموز نمیماند که در مورد مذهب سئوال کند”.
اگر به وضعیت زنان در ایران طبق قابلیت های کاربردی مرکزی ناسبوم, دقیق شویم, متوجه خواهیم شد که چگونه ساختارها، نهادها ونرم های اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی ویا اقتصادی مستقر بسیار متنوع موجود درارتباطی ارگانیک وتنگاتنک با همدیگر مانع از بروز قابلیت های فردی و تحقق آزادی حق انتخاب میشوند.
گفتمان های جنسی:
آگاهی جنسی برای هر دو قشرمردان و زنان یک جامعه ضروری است. از منظر حقوق زنان و فمینیسم ، این امر می تواند به بهبود درک و آگاهی در این زمینه کمک کند.
طبق گفته پایشتر “گفتمان” یا “دیسکورس” راهی از صحبت کردن، اندیشیدن، و نوشتن است که ارائه روابط (Paechter ، 2001:41)خاص را آشکارا به عنوان حقیقت عرضه میکند.
برای نسل جدید در ایران، بطور مشخص نمیتوان فقط یک طرف سکه را نشان دادو این به دلیل این واقعیت است که در نتیجه جهانی شدن و فناوری اطلاعات، دانش واقعی و همه جانبه در اختیار همگان قرار میگیرد.
علیرغم موانع فرهنگی برای زنان، بنظر میرسد که آگاهی جنسیتی در میان زنان ایرانی بخصوص آنهایی که در خارج از کشور زندگی میکنند،در حال تحول و تکامل است؛ در داخل ایران “کمپین یک میلیون امضاء” در دادن آگاهی جنسیتی به زنان نقش خوبی داشته است، تلاش دختران برای اشغال کردن هر چه بیشتر صندلیهای دانشگاهها، دسترسی به اینترنت و آگاهی از مسائل روز، بالا رفتن سن ازدواج، فرار دختران از خانواده به دلیل ازدواج اجباری، و برخورد نسل جدید در مبارزه برای نوع لباس پوشیدن به دلخواه خود، در پروسه بالا بردن آگاهی جنسیتی است. میزان طلاق در داخل و خارج از ایران رشد صعودی داشته است و یکی از دلایل مهم آن زیر بار نرفتن خواسته های جنسی غیر دلخواه زنان بوده است.
اما آگاهی جنسیتی در زنان خارج از کشور، تحول بیشتری داشته بطوری که تابوی رابطه با یک مرد به عنوان شوهر شکسته شده است، پذیرش دو ست پسر و یا پارتنر در بین ایرانیان قابل پذیرش است، و یا جدا خوابیدن زن و شوهر گسترش پیدا کرده در حالیکه در ایران پدیده مرسومی نیست. ازدواج و معاشرت با مردان غربی رواج پیدا کرده است و زنان بیشتری وارد پستهای مهم اجتماعی شده اند.
علیرغم پروسه پیشرفت آگاهی جنسیتی، باید به یک مسئله مهم اشاره کنم و آن در نیامدن ما زنان از آن “حجاب درونی” است که به علت فشارهای فرهنگی و سنتی خاص جامعه همیشه مردسالار ایران، به عنوان یک توشه نامبارک همیشه با خود حمل میکنیم که در موارد خاص مانع پیروی از حقوق فردی و بین المللی خود Darvishpour, M. (2001)شده ایم.

ناسبوم و ده قابلیت مهم انسانی
1 زندگی قادر بودن به زندگی طبیعی تا پایان عمر: نه مرگ زودرس، و نه پایان دادن به زندگی به دلیل اینکه زیستن ارزش ندارد
2 سلامتی توانایی سلامتی خوب شامل باز تولید آن، غذای کافی و سرپناه مناسب
3 تمامیت جسمانی قادربودن به حرکت آزادانه از جایی به جای دیگر ؛ اجازه در اختیار داشتن کامل بدن خود، یعنی در امان بودن در برابر ضرب و شتم ، از جمله تجاوز جنسی، کودک آزاری جنسی، و خشونت خانوادگی ؛امکان داشتن برای تامین رضایت جنسی وحق انتخاب در امور تولید مثل
4 احساس،تخیل و تفکر

قادر بودن به استفاده از حواس ، تصور ، فکر و عقل ، وتوانایی انجام این کارها بطریق ‘واقعا انسانی’ –راهی که محصول آگاهی وآموزش کافی بوده اما به هیچ وجه محدود به خواندن و نوشتن و آموزش ابتدایی ریاضی و علوم نمیشود. توانایی استفاده از تخیل و تفکر خود در ارتباط با تجربه و تولید آثار خود که بیانگر انتخاب خود شخص در حوزه های مذهبی ، ادبی ، موسیقی و غیره میباشد. قادر بودن به استفاده از ذهن خود با تضمین آزادی بیان در عرصه های سیاسی و هنری، و همینطور آزادی مذهبی. قادر بودن به انتخاب شیوه زندگی آنطوریکه که خود جستجو می کند. قادر باشد که از زندگی لذت ببرد و از درد غیر ضروری اجتناب کند.

5
عواطف قادربودن به داشتن پیوستگی به چیزها و مردمی که در خارج از خودمان هستند؛ دوست داشتن کسانی که ما را دوست دارند و از ما مراقبت میکنند، در غیاب آنان غمگین شدن و به طور کلی ، عشق، غم، اشتیاق به تجربه، قدردانی و خشم قابل توجیه. نه اینکه با ترس و یا اضطراب، زور و سوء استفاده احساسات عاطفی را نادیده گرفتن و خدشه دار کردن(حمایت از این تواناییها یه معنای حمایت از آن فرم وابستگی های انسانی است که اهمیت حیاتی برای توسعه انسانی دارد)
6 دلایل عملی قادر بودن به درک خوب و پذیرش انتقادات سازنده در برنامه ریزی زندگی خود و دیگران.( این مستلزم داشتن آزادی وجدان است)
7 وابستگی

الف: قادر بودن به زندگی با دیگران وبرای زندگی به خاطر آنان وعلاق مندی به آنان؛ وارد شدن در تعامل اجتماعی در اشکال مختلف آن ؛ قادربودن به درک وضعیت دیگران ونشان دادن احساس همدردی و شفقت با آنان، .توانایی درک عدالت و دوستی..
(حفظ این قابلیت به معنای حمایت از نهادهای است که به تشکیل و تشویق اینگونه وابستگیها می پردازد و همچنین از آزادی اجتماعات و آزادی بیان سیاسی حمایت میکند).
ب:داشتن درک اجتماعی مبنی بر احترام به خود و دیگران وقایل شدن ارزش برابر به خود ودیگران. این امر مستلزم حداقل محافظت در برابر تبعیض بر اساس نژاد ، جنس ، گرایش جنسی ، مذهب ، طبقه ، قومیت یا ملیت ، داشتن حقوق انسانی در محیط کار، قادر بودن به کار مثل یک انسان، تبعیت ازدلیل عملیووارد شدن درمناسبات متضمن مقصود دوجانبه با کارکنان دیگراست.
8 مسایل دیگر همزیستی مسئولانه با دیگران، حیوانات، گیاهان و جهان طبیعت.
9 بازی توانایی خندیدن، بازی کردن و لذت بردن از اوقات فراغت.
10 کنترل محیط زیست الف: سیاسی. قادر به مشارکت موثر در گزینه های سیاسی که بر زندگی افراد حکم می راند؛ داشتن حق مشارکت سیاسی ، حمایت از آزادی بیان و تشکل ها.
ب: مادی. جق تملک اموال (اعم از زمین و اموال منقول) ، نه به طور صوری بلکه با برخورداری از فرصت های واقعی؛ و داشتن حقق مالکیت بر اساسی برابر با دیگران ، داشتن حق درخواست اشتغال بر اساس برابری با دیگران ، داشتن آزادی بدون دخالتهای بیجا و ترس از دستگیری ومصادره اموال

پایان سخن:
چهار نکته را به عنوان پایان سخن مباحث فوق بیان میکنم:
1- اگرچه زنان ایرانی با توجه به موانع متعدد مذهبی و فرهنگی از تبعیضات جنسیتی در زمینه کارو مدیریت و قانون خانواده رنج می برند، اما بخوبی توانسته اند از تحصیلات خود در عرصه های دیگر اجتماعی استفاده کنند. اکثریت فارغ التحصیلان دانشگاهی زنانی هستند که فقط حدود ۱۳ در صد آنان رسما وارد بازار کار میشوند، حال بدرستی این سئوال مطرح میشود که 87 درصد بقیه این فارغ التحصیلان زن چه استفاده ای به جامعه خواهند رساند؟
شواهد غیر قابل انکاری نشان میدهد که این سرمایه انبوه انسانی نه تنها به هدر نرفته بلکه در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بکار گرفته شده است. شرکت فعال و رهبریت زنان در جنبش اعتراضی اخیر، نشاندهنده شعور سیاسی قابل توجه آنان است که به پشتوانه تحصیلات دانشگاهی بارورتر شده است. وبلاگ نویسی و ایجاد ارتباطات اینترنتی یکی دیگر از دستاوردهای گرانبها در این مورد است. آنها در امر تشکیل خانواده موفق نیز موفقتر عمل کرده اند، رابطه عاقلانه تر، رسیدگی و بهداشت بهتر نسبت به فرزندان و مدیریت مالی موثر در خانه، نقش اجتماعی آنان را افزایش داده است. اینجاست که تئوری اجتماعی در وصف دستاوردهای تحصیلات عالیه زنان ایرانی نه در بازار بلکه در اجتماع مصداق پیدا میکند و این امر خود پروسه رشد افکار دمکرا تیک و تلاش برای ایجاد برابری جنسیتی را در جامعه گسترش میدهد. بررسی تغییرات اخیر در تکنولوژی و سازمانهای اجتماعی نشان میدهد که چگونه نظریه اجتماعی میتواند در ساخت و ساز سازمانهای اجتماعی و اطلاع رسانی به تحولات اجتماعی کمک کند. Delanty, G. (1999)
2- “مقاومت” عنصر آخر تئوری قدرت میشل فوکو است. قدرت، بدن، و ذهن سه عنصر اصلی این نظریه است اما مقاومت به عنوان عنصر دیگر ی که خود فوکو بعد از بحث و بازنگری به اندیشه های خود آن را اضافه کرد، از تاریخ جا افتاده ای حکایت دارد. افراد جامعه ضمن اینکه هنوز در همان چارچوبه نظم ناخواسته قدرت مستقر زندگی میکنند، بطور طبیعی بعد از طی یک پروسه رشد و آگاهی به این نتیجه میرسند که دیگر زمان مقاومت در مقابل نظم مستقر و برای تغییر فرا رسیده است، و این اندیشه به اشکال متنوع، خود را در مخالفت با قدرت نشان میدهد، و امروز می بینیم که این مقاومت در ایران و بخصوص در جنبش زنان چهره خودرا بطور بارزی در مخالفت با نظام عمیقا تبعیض آلود قدرت مستقر، آشکار ساخته است.
3-هم دلایل عقلی وهم خصوصا انبوهی از فاکتهای عینی و دست آوردهای تجربی، نشان میدهند که مانع بزرگ راه احقاق حقوق زنان در ایران قوانین شریعتی است که در بطن خود عمیقا زن ستیز و بنیادأ مرد سالارانه است. حال سوال این است که آیا ایجاد اصلاح و رفرم درقوانین شریعت در شرایط کنونی ایران تا چه میزان عملی است و آیا میتوان به حل مشکلات عدیده زنان درچنین چهارچوبی امید بست؟ تجارب سالهای طولانی حکومت اسلامی در ایران تردید جدی درتحقق پذیری چنین چشم اندازی ایجاد میکند. اگر هم رفرمی در قوانین شریعت ممکن باشد این مهم نه وظیفه تلاشگران سکولار دینی وغیر دینی، بلکه در درجه اول وظیفه دیندارانی است که خود درعین باور واقعی به تساوی حقوقی زن ومرد، به ظرفیت دین و شریعت در رهایی زنان جامعه از تبعیض باوردارند. تلاشگران سکولار چه دینی وچه غیر دینی درعین عدم دریغ حمایت خود ازهرنوع رخنه و شکاف در دیوارهای قطور شریعت مدافع تبعیض، هم بر این باور پای میفشارند که تفکیک هر نهاد ایدئولوژیک از جمله دین از نهاد حکومت شرط اصلی هر نوع گشایش واقعی در راه تقلیل تبعیض جنسیتی در جامعه ایران خواهد بود. برای این گروه، یک آلترناتیو غیر دینی دمکراتیک، آن جایگزین واقعی است که پیشروی به سمت یک جامعه کم تبعیض در کشور ایران را تضمین خواهد کرد.
4- به این مسئله مهم هم باید توجه داشت که عقب ماندگی فرهنگی و سنت های دست و پا گیر راه مبارزه برای رفع تبعیض جنسیتی را حتی در یک جامعه دمکراتیک کند میکند و همینطور نهاد آموزش و پرورش در جهت تبلیغات سیستماتیک علیه زنان تا سالها ذهنیت جامعه را مسموم کرده است. در نتیجه این سئوال کلیدی به وجود می آید که آیابراستی زنان ایرانی از ظرفیت و توانایی خود در جهت مقاومت بحق برای رفع تبعیض جنسیتی، بتمام و کامل استفاده کرده اند؟

منابع:
فارسی اول دبستان، بخوانیم، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، ۱۳۸۷
فارسی سوم دبستان، بخوانیم، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، ۱۳۸۸
علوم اجتماعی سال سوم راهنمایی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
حسن قاضی مرادی، استبداد در ایران، اختران، ۱۳۸۰

Darvishpour, M. (2001), Women Challenging the Role of Men. Baran: Sweden.
Delanty, G. (1999), Social theory in a changing World. USA: Cambridge
Foucault, M. (1977), Discipline and Punish: The Birth of the Prison, (trans. A. Sheridan). Harmondsworth: Peregrine.
Nussbaum, M. (2000), Women and Human Development. Cambridge: Cambridge University Press.
Okin, S.M. (1995), “Inequalities between the sexes in different cultural contexts”. In Nussbaum, M. and Glover, J. (eds) Women, Culture and Development: A Study of Human Capabilities. Oxford: Clarendon Press, pp.274-297.
Paechter, C. (2001), “Using poststructuralist ideas in gender theory and research”. In Francis, B. and Skelton, C. (eds) Investigating Gender: Contemporary Perspectives in Education. Buckingham: Open University Press.
Paivandi, S. (2006), Religion and Education in Iran. Paris: Harmattan.
Unterhalter, E. (2007), Gender, Schooling and Global Social Justice. London: Taylor Francis Routledge.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *